صرفاً جهت اطلاع!
ارسال شده توسط محمد مفرد در 14/4/90:: 7:58 صبح
شاید پایان نامه یکی از معدود فیلم هایی بود که با شروع مراحل پیش تولید مراحل تحریم آن نیز آغاز شد. عده ای با شایعاتشان درباره داستان فیلم به ملتهب شدن فضا علیه دومین اثر حامد کلاهداری دامن زدند و افراد زیادی هم به تبلیغ علیه فیلمی که هنوز ساخته نشده بود پرداختند. این ماجرا درباره زمان پیش تولید و ساخته شدن فیلم بود. البته از ماجراهایی مثل کنار کشیدن امیر آقایی و تهدید کردن لیلا اوتادی گذشتیم.
شاید نقطه مشترک بین اخراجی ها 3 و پایان نامه (و احتمالا علت اصلی واکنش ها به این دو) اعتراض اونها (هر چند کوتاه)به مدارا کردن حکومت اسلامی با آقازاده هایی باشه که مملکت رو ارث پدرشون می دونند. با نقدهایی که درباره پایان نامه خوانده بودمفکر می کردم با یک فیلم بسیار بد و غیر قابل تحمل روبرو می شوم ولی بعد از دیدنش به این نتیجه رسیدم که خیلی از نقدها نه از روی عدالت بلکه از روی عداوته چون توی اینجور نوشته ها نقاط ضعف به شدت و با تلسکوپ بزرگ نمایی شده و نقاط قوت نادیده گرفته میشه. چند نکته به عقل ناقصم رسید گفتم شما هم در جریان باشید: 1-هادی کلاهداری می تونست با فیلمنامه ای پرداخته شده تر کمک خیلی زیادی به حامد کلاهداری کرده باشه 2-این فیلم با ژانر اکشن که چند سالی است در ایران کم رونق شده و با فاصله گرفتن از فضای آپارتمانی تنوعی رو به چشمان ما آورد البته مسلما نقاط ضعفی هم در این مورد داشته 3-در خیابان ها به غیر از بازیگران پرنده پر نمی زند 4-تدوین بد باعث میشه ذهن مخاطب گاهی اوقات خیلی خسته بشه 5-نمیدونم سینمایی که من توش بودم مشکل داشت یا اشکال از فیلم بود چون گاهی اوقات گوشم به شدت نوازش میشد 6-پرداختن به موضوع آقازاده ی لندن نشین و مدارا کردن حکومت با وی و خانواده وی بسیار جالب بود 7-مسلماً ابوالقاسم طالبی با قلاده های طلا موفق تر از ده نمکی و کلاهداری (که تازه کارند) عمل خواهد کرد. براش آرزوی موفقیت دارم. 8-جریان حزب الله هنوز به سینما به عنوان زمین بازی نگاه نمی کند ولی در آینده ای خیلی نزدیک دیگه اینطور نخواهد بود
در ادامه مطلب یادداشتی رو یاسین دات کام گذاشته بود رو باز نشر میدم و تقدیمش می کنم به تمام مردان خوش غیرت! |
فعلا تا چند روز نمیتونم وبلاگو به روز کنم
با اینکه تو این چند وقته اتفاقات زیادی افتاده اما چون سرم شلوغ بود ترجیح دادم تا دربارش مطلبی ننویسم
ان شاءالله با یادداشتهای بهتری برمیگردم
اگر به کارنامه ی داودنژاد نگاهی بندازیم از فیلم های ضعیفی چون "تیغ زن" تا فیلم های متوسط "هوو" و "ملاقات با طوطی" و فیلم قوی "نیاز" در کارنامه او دیده می شود تا جاییکه به "مرهم" می گویند یک "نیاز" دیگر ...
او در "مرهم" به سراغ سوژه ی اعتیاد دختران فراری رفته که در سینمای ایران متاسفانه فقط رخشان بنی اعتماد و محسن عبدالوهاب به طور جدی و به عنوان سوژه اصلی در "خون بازی" بهش پرداختند.
اصلا کاری با این نداریم که بهرام بیضایی، کیومرث پوراحمد، مهدی فخیم زاده، پوران درخشنده، حسن فتحی، تهمینه میلانی و فریدون جیرانی از "مرهم" داودنژاد تعریف کردند. می خواهیم از زاویه یک تماشاگر عادی به "مرهم" نگاه کنیم. تماشاگری که با دیدن اسم بازیگران "مرهم" شاید از دیدن فیلم پشیمان شود اما بعد از فیلم از بازی برخی افراد فیلم قطعا حیرت زده خواهد شد.
متاسفانه سه چهار ساخته داودنژاد را شخصا دوست نداشتم. راستش آن روزهایی که خبر از ساخت "مرهم" هم گرفتم بهش امیدوار نبودم اما با واکنش های خوب جشنواره ترغیب شدم "مرهم" را ببینم.
خوشبختانه می توانم بگویم "مرهم" با اینکه بازیگر شاخصی ندارد اما واقعا در فیلم همه چیز در جای خودش است.
در برخی پست ها هم که داودنژاد دستش بسته بوده، انصافا از پس کار خوب برآمده است.
فیلمنامه ای که دو زن سالخورده رو می طلبه خودش نشان دهنده کار سخت داودنژاد است. امروزه در سینما کمتر فیلمی می بینیم بار فیلم بر دوش دو زن سالخورده فیلم بیفته.
ریتم فیلم در ابتدا کمی کند به نظر می رسد اما به مرور این روند بهتر می شود ولی از ابتدای فیلم می فهمیم که با یک علی رضا داودنژاد دیگر و البته با یک رضا داودنژاد دیگر طرفیم.
کارگردان که رابطه ی نزدیکی هم با دو پیرزن فیلم دارد به خوبی به آن دو گفته که فقط زندگی کنند و بازی نکنند.
و این خیلی کمک کرده به صحنه های دو نفره خانم حبیبیان و رضا داودنژاد که واقعا طبیعی از آب دراومده.
نحوه فیلمبرداری دوربین روی دست نشان می دهد داودنژاد قصد دارد به ما یک مستند نشان بدهد و این مستند با انتخاب 3 بازیگر از 4 بازیگر اصلی از یک خانواده بسیار باورپذیر است.
شخصا موسیقی فیلم که در برخی صحنه ها التهاب آور هست را دوست دارم و خصوصا نکته بارز فیلم شروع اکثر سکانس ها با یک صدای مهیب است که شاید دلیل خاصی داشته باشد چون اکثر سکانس ها طولانی هستند این صداها می تواند تماشاگر را به خودش بیاورد.
می رسم به بازی های خوب این فیلم.
دو زن سالخورده که اتفاقا با هم آشنا هم هستند، خیلی خوب هستند.
بازی مادربزرگ طناز طباطبایی (کبری حسن زاده) در سکانس پارک و سکانس های دو نفره و بخصوص جایی که دختر اصطلاحاتی را به کار می برد و از اینکه می بیند مادربزرگ برعکس تصور او خیلی می داند، شگفت زده می شود، خیلی خوب است.

رضا داودنژاد را از "پشت کنکوری ها" به این طرف در هیچ فیلمی نپسندیده بودم حتی در "هشت پا" که مثلا باید جدی بازی می کرده اما اصلا خوب نبود. اما در "مرهم" او بازی خوب و قابل قبولی ارائه کرده است. بخصوص صحنه های درگیری لفظی با مادربزرگ و سکانس حساس دو نفره او و طناز طباطبایی در متل که دیالوگ های خوبی بین این دو برقرار می شود.
طناز طباطبایی به نظرم در برخی صحنه ها اغراق کرده اما صدای تو دماغی او در برخی سکانس ها بسیار کارش را زیبا کرده بود.
یک دیالوگ فیلم را خیلی دوست داشتم. صحنه دو نفره ی داودنژاد و طباطبایی که طناز به رضا داودنژاد می گه: "تو که بچه مایه دار بودی و تو پول غرق شدی، اما من چی؟"
و رضا در جواب می گه: "من چشم باز کردم تو این شرایط بودم و تو هم تو اون شرایط . اما حالا من و تو اینجاییم ..."
در پایان هم سکانس زیبای رسیدن دختر به مادربزرگ در خیابان را داریم که خیلی رئال هست به نظرم.
و با گفته یک دوستی موافقم که دور شدن دوربین از این صحنه بسیار خوب است و نشان از این دارد که با بازگشت به آغوش خانواده مشکلات هم از آدم دور می شود و فیلم که مشکلات دختر را نشان می دهد اینجا از دختر دور می شود و به پایان می رسد.
از صحنه های زیبای نشان دادن کشیدن شیشه و آموزشش توسط طناز طباطبایی هم به سادگی نمی شه گذشت.
ساخت "مرهم" برای سینمای مستقل ایران سخت است اما واقعا به قول استاد بیضایی زخم های بسیاری هست که نیازمند مرهم است. و باید برای هر زخمی در سینما یک "مرهم" ساخت و اینجاست که باید بگیم بهشت از آن توست علی رضا داودنژاد ...
داودنژاد "مرهم" را بدون ستاره و بی ادعا ساخته و موفق هم شده. امیدوارم خیلی ها دنباله کار او را بگیرند و "مرهم" های بیشتری را ببینیم.
در پایان فقط می ماند گلایه از مسئولین و داوران جشنواره به خاطر عدم انتخاب "مرهم" در بخش مسابقه ...
کاش به خودمان بیایم. آیا "مرهم" از حداقل نیمی از فیلم های بخش مسابقه بهتر نبود؟؟؟
همین یادداشت در سایت سی نت :
http://www.cinetmag.com/ShowNews.asp?ID=4935
پس از موفقیت درباره الی به عنوان فیلمی ساختارشکن در سینمای ایران و فیلمی که اخیرا بهترین فیلم دهه 80 شد انتظارها بسیار از فرهادی بالا بود. و حالا بعد از فیلم انقدر فیلم خوب بوده که طرفداران دچار دوگانگی شدن و انتخاب اینکه این بهترین فیلمه یا درباره الی سخت شده. بحث های قضاوت - داوری - دروغ که اساس 3 گانه ی فرهادی بودن اینجا خیلی بیشتر از 4شنبه سوری و درباره الی نمود پیدا می کند. تا جاییکه تو این فیلم تقریبا به جز شهاب حسینی _حجت) همه حداقل یک بار دروغ می گویند.
این فیلم خیلی فیلم حساسیه چون اگه یه بار فیلمو از آخر به اول ببینیم خواهیم دیدکه باعث هر دروغ دروغ قبلی بوده.... جدایی نادر از سیمین فیلم نفس گیر و مهیجی است اما جنس هیجان با هیجان درباره الی... فرق داره فیلم فضای سالن رو پر از سکوت می کنه در یه سری از صحنه ها شما صدای چیپس هم نمی شنوید. البته تو جشنواره ما در خیلی خیلی از سکانس ها شاهد دست زدن ها و سوت زدن ها بودیم به خصوص 2و3 سکانس از بازی درخشان شهاب حسینی.بازیگری که سر بازی تو این فیلم زخمی هم شد. یه جمله ای یه منتقدی گفته بود که فیلم در عین سادگی پیچیده است. و این پیچیدگی از سادگی فیلم می آد. از دروغ های ساده اول فیلم. قضاوتی که آدمای فیلم فرهادی می کنند به نفع یا ضرر خودشون می تونه باشه. حتی دختر قصه ترمه که مثلا قراره وجدان بیدار پدرش باشه خودش که در معرض انتخاب قرار می گیره منفعت جو می شه. این محور اصلی فیلم جدایی نادر از سیمین است. حتی کودک فیلم هم باید دعواهای پدر و مادرش و کار کردن مادرش رو پنهان کنه. بیشترین نقش رو زن خدمتکار یعنی ساره بیات بر عهده داره که تا آخر قصه همه چی داره به نفعش جلو می ره اما به یباره دچار تردیدی می شه و همه چی به هم می خوره. او بود که با اولین پنهان کاری مسبب بقیه اتفاقات شد. نمی دونم متوجه شدید یا نه؟ ادامه نقد رو در ادامه مطلب بخونید |
*کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد **گدا** است.*
*کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد **قاضی** است.*
*کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد **بازاری** است.*
خب همانطور که انتظار میرفت جریان روشنفکر که علاقه زیادی به مباحث آزادی بیان و همچنین کپی رایت داشت و مثل نقل و نبات درباره شان سخن میگفت بعد از شکست خوردن تحریم فیلم اخراجی ها 3 که از مدت ها شروع کرده بودند و با مشاهده استقبال مردمی از آخرین قسمت تریلوژی اخراجی ها به این نتیجه رسید که نسخه روی پرده فیلم رو به هر طریقی هم که شده فیلمبرداری و در اختیار عموم قرار بده و مردم جدیدترین ساخته مسعود ده نمکی رو نه از طریق سینما بلکه از طریق سی دی ببینند تا فروش اخراجی ها 3 پایین بیاید.
البته کسانی که نسخه قاچاق رو دانلود کردند اذعان داشتند که کیفیت فیلم بسیار پایین (احتمالا با موبایل گرفته شده و تبدیل شده) و اکثر دیالوگها شنیده نمی شه و لرزش های نسبتا زیاد دست فیلمبردار باعث خرد شدن اعصاب خواهد شد. به نظر من همین یک موهبت که چون کسی که این نسخه روی پرده رو دیده برای دیدن ارجینالش حتما به سینما بره و همین سبب میشه فروش اخراجی ها 3 بیشتر شده و همچنین استعمال پماد ضد سوزش!!! 
هرچند ممکنه فروش اخراجی ها 3 به دلیل تبلیغات علیه اش مثل اخراجی ها 2 نشه (خود ده نمکی هم اینجور پیش بینی داشت) ولی مطمئناً به فیلمهایی مثل جدایی نادر از سیمین که به قول یکی از دوستان همش تو یه خط خلاصه میشه و اونهم اینه که:"همه داریم به هم دروغ میگیم و این کشور جای زندگی کردن نیست" اجازه نمی ده فروشی همانندش داشته باشند و باید در رقابت با فیلم امثال ده نمکی مکان دوم به پایین رو برای خودشون تصور کنند.
یه حرف دیگه هم خطاب به روشنفکرهای عزیز
شاید تا تا به حال علت استقبال نکردن از فیلم های سینمای ایران تو این چند سال رو پیدا کرده باشید اما بذارید من هم به شما دوباره گوشزد کنم. علتش اینه که نویسنده ها و کارگردان های ما شاید به غیر از روحیات قسمتهای شمالی شهر تهران با هیچ قشر دیگه ای مراوده نداشته و حرف جنوب شهری ها و شهرستانیها رو نمی فهمند و برای همینه که خیلی از فیلمها موضوع اصلیشون نشون دادن زندگی های تجملاتی و رفتار بین دختر و پسر و بدست آوردن دل همدیگه است و توجهی به قشر مذهبی جامعه و مردم مستضعف نمی شه و چنان چه توی فیلمی از شون یاد شده این قشر از مردم عده ای هستند که قرآن خوندن رو فقط از طریق روخوانی کلمات عربی انجام داده و توجهی به معنی آن ندارند و استفاده دیگرشان از آن برای قسم خوردن است و تعریفشان از اسلام هم یه مشت خرافات یا افرادی ریاکار و پست که تا به حال آب ندیده اند وگرنه شناگر قابلی هستند.
برای همینه چند سالی هست سینماها با رکود مواجه شده چون مردم از فیلمهای دختر پسری و بی خاصیت خسته شده اند و فیلمی میخواهند که حرفشونو بزنه(این تعبیر یه آقایی از این جور فیلمها بود و دلیلش برای استقبال مردم از اخراجی ها) و اگر کسی به دیدن اثری بره که در جشنواره های بین المللی جوایز زیادی کسب کرده سریعاً به حماقت خودش لعنت میفرسته چوناین جور فیلمها به غیر از نشون دادن تصویر سیاهی از جامعه یا شاید مسخره کردن اعتقادات اون کار دیگه ای انجام نخواهند داد.
اما اکنون که یک نیروی انقلابی و برآمده از مردم با ساخته هایش توانسته با اکثریت جامعه ارتباط برقرار کند و برای چند هفته هم که شده رونقی به سینماها بدهد عده ای چون ده نمکی خارج از تفکراتشان است حاضرند سینما از این بیمارتر بشود اما کسی از حزب اللهی ها موفقیتی در این زمینه بدست نیاورد. اما اینها فراموش کرده اند که یدالله فوق ایدیهم.
و اکنون سزاواره یادی از شهید آوینی و اون جمله ی زیباشون بکنیم:گویی شعار مطلوب اینان این است: «آزادی برای همه، مگر برای حزباللهیها!»
مطلب مرتبط
اخراجی ها 3 حرف دل مردم(نقد اخراجی ها 3)
نقد جدایی نادر از سیمین-افتخار سینمای ایران
والسلام
قبل از اینکه نقد منو بخونید- میخواستم این نقدو کاملش کنم و کاملشو هم نوشته بودم اما یکی از دوستان یه نقد دیگه نوشته بود و بسیار به نوشته من نزدیک بود بنابراین گفتم نوشته اونو بنویسم اگه میخواهید نقد جدیدو ببینید به ادامه این مطلب مرجعه کنید جمعه شب قسمت شد و در سینما آفریقا به دیدن اخراجی ها 3 نشستم. با اینکه در روزهای پایانی سال هستیم ولی بازهم سالن پر شد.
اخراجی ها 3 پر است از تیکه هایی به سیاستمداران و حرف هایشان. از هدفمند کردن ازدواج های خیلی خیلی موقت تا درست ادا نکردن کلمه ددمنشانه که در نهایت ددمناشی گفته می شود. البته اینها در دریای دیالوگ هایی که ده نمکی در فیلمنامه اش به مسائل روز طعنه زده گم و دیده نمی شود.باید به ایشون بابت این جسارت تبریک گفت.
هایی است که به بی عدالتی در حکومت اعتراض می کند مثل قسمتی که در منکرات اتفاق می افتد و صحبت های رسول خطاب به دستگیرشدگان.
پی نوشت 2: ببخشید اگه کمه هول هولی نوشتم و کم شد بعد از تحریر: با خبر شدم جناب ده نمکی افتخار دادند و این پست رو توی وبلاگشون منتشر کردند. ازشون خیلی ممنونم http://dehnamaki.blogfa.com/post-317.aspx مطلب مرتبط به بهانه قاچاق اخراجی ها 3 -یدالله فوق ایدیهم فوری: کسانی که دوست دارن آهنگ تیتراژ پایانی اخراجی ها 3 رو دانلود کنند لازم نیست زیاد به خودشون زحمت بدن فقط کافیه به قسمت پیوندهای روزانه همین وبلاگ مراجعه کنند. به همتون پیشنهاد میکنم دانلودش کنید چون با شعر پرمحتوا و قشنگی که داره مطمئنا وقتتونو تلف نمیکنید.
|
قرار بود فیلم اخراجی ها 3 رو در اکران خصوصی ویژه وبلاگ نویسان ببینم اما مثل اینکه قسمت نشد و بلیتی هم برای این اکران به دستم نرسید.
به هرحال چون این فیلم از زمان پیش تولید تا هنگام ساخت و پس از آن مثل تیری در چشمان بعضی ها رفته بود بنده طی یک اقدام سرنوشت ساز تصمیم گرفتم حتما در اکران نوروزی به دیدن این فیلم برم و هر نقطه ی مثبت و یا منفی رو که با دیدن تازه ترین ساخته ی مسعود ده نمکی به عقل ناقصم رسید یادداشت کرده و شما رو هم از اون مطلع کنم.
پی نوشت: احتمالا قبل از عید این توفیق حاصل بشه اگرهم نشد بعد از روز اول و دوم فروردین و پس از ماچ کردن فامیل
حتما میرم و جناب ده نمکی رو با حضور خودم در سینما مشعوف می کنم.
مطلب مرتبط
اخراجی ها 3 حرف دل مردم(نقد اخراجی ها 3)
به بهانه قاچاق اخراجی ها 3 -یدالله فوق ایدیهم
مرحوم حامد می فرمود:
« جناب شیخ رجبعلی شبی در خواب، فرهاد را دید و به او گفت: شما که این همه استعداد در عشق داشتی چرا عاشق خدا نشدی؟
اگر در آن وادی می افتادی شیرین کجا و شیرین آفرین کجا؟
فرهاد آه سردی کشید و گفت: افسوس که در زمان ما حتی یک نفر نبود که به ما بگوید می توان عاشق خدا شد . اگر من این را می دانستم به جای شیرین عاشق خدا می شدم.
اما شیخ رجبعلی! این را بدان که من بعد از مرگ، به شیرین خودم رسیدم. »